محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
83
عرفان الحق ( فارسى )
سعيد و شقى از هم ممتاز نگردند و بايمان كامل امتحان نشوند . جهات بسيار دارد كه يكى از آن جمله اين بود . ذكر تمام آنها لازم ننمود . و اگر هميشه مغلوب و مقهور باشد نشر احكام الهى نتواند نمود و كسى او را مطيع نخواهد بود . بنياد شرع منهدم شود و عالم غير منتظم . اما علت ظهور و غيابش از آنكه وجود حق نمودش جامع جميع جهات كماليه است و آيت لطف الهى بالتمام . و كما هى گاهى ظاهر شود تا آثار ربوبيت و اوصاف احديت از او ظاهر شود و خلق را بمعبود حقيقى عارف كند و عباد بدانند كه موجد عالم علامتى از خود در عالم گذاشته و معرفت خود را ناتمام و معطل نداشته ، و اظهار هويت خود را بوجود خليفه واحدى كرده ، و حجت خود را بر خلايق تمام فرموده . و باعث غيبتش اينكه قدر وجودش دانسته شود و خلق بدانند كه فايده او در عالم چيست . از آنكه تا در ناامنى نمانى قدر امنيت ندانى . اين هم لطفى است كه بوجه ديگر خواست بندگان خود را بنعمت تام و تمام خود كه شناختن مظاهر اقرب بذات اوست شناسا و قدردان نمايد و هيچ نعمتى را از عباد فروگذار نفرمايد . فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ ( 110 ) اما ولى كامل عارف كه قايممقام و نايب مناب اوست ، شرح حالات و مراتب كمالات اولياء كه در صورت متعددند و در حقيقت واحد : گر هزارانند يك تن بيش نيست ، بتكرار نگارش يافته ، در السنة باسامى مختلف مذكور و موسومند ، چون نقباء و نجباء و ابدال و اوتاد و غوث و قطب . اينها آيات و مظاهر قطب حقيقىاند و شئونات ولايت او . و آنكه در اعلى مرتبه است و وجودش منحصر بفرد قطب است . و اگرچه مقصود